روز نوشته های یک خبرنگار

اخبار, رویدادها و خاطرات

گزارش زیر از سایت "وایرد" علل و چرایی سقوط پی درپی هلی کوپترهای نیروهای خارجی در افغانستان را به گونه ای دیگر تشریح میکند. به زودی این گزارش را به فارسی ترجمه خواهم کرد.

The passengers and crew of the twin-rotor CH-47 Chinook helicopter probably never saw

 the rocket hurtling towards them. The explosion and fiery crash in Wardak province in eastern Afghanistan early on Saturday morning killed all 38 people aboard the lumbering chopper.

For U.S. forces, it was the bloodiest single incident of the 10-year-old Afghanistan war — and possibly a sign of the insurgency’s continued ability to introduce new weaponry. The attack is also a chilling reminder of the vulnerability of the U.S.-lead coalition’s indispensable helicopters. “Shock and disbelief,” is how one official characterized the reaction inside the military.

The dead include: five Army crew members, 19 U.S. Navy SEALs and their three support troops, an Afghan interpreter and seven Afghan commandos plus three Air Force controllers and one military working dog. “Their deaths are a reminder of the extraordinary sacrifices made by the men and women of our military and their families,” President Barack Obama said.

Details of the shootdown are slowly emerging. “There will be multiple investigations,” a Special Operations Command official said.

Sometime late Friday, it appears, a team of U.S. Army Rangers got pinned down by insurgent fighters during a patrol in Wardak, a province just south of Kabul that, along with neighboring Logar province, is a major staging area for the Taliban and other insurgent groups.

The Rangers called in their “Immediate Reaction Force,” a helicopter-borne mobile reserve that orbits nearby during risky patrols. That day, IRF duty had fallen to the Navy SEALs and their attachments, part of the 10,000-strong Afghanistan-based Joint Special Operations Command task force that, in addition to killing Osama bin Laden in May, also conducts as many as 70 raids per day in Afghanistan and Pakistan. In 2,800 raids between April and July, JSOC captured around 2,900 insurgents and killed more than 800, military sources said. That’s twice as many raids compared to the same period a year ago.

Normally, JSOC commandos ride in tricked-out helicopters — including stealth models — belonging to the Army’s 160th Special Operations Aviation Regiment. But this weekend the SEALs hitched a ride in what was apparently a run-of-the-mill Army National Guard chopper.

With the SEALs’ help, the Rangers fought back against their ambushers. Eight insurgents died in the fighting, according to a Taliban spokesman. Believing the battle over, around 3:00 in the morning, local time, the SEALs and their allies climbed back into their CH-47 for the ride home. That’s when all Hell broke loose. The aircraft fell to the ground in flames.


According to the coalition, the cause of the CH-47 crash is still under investigation. But several publications claim an insurgent Rocket-Propelled Grenade struck the helicopter. One Army insider who spoke to Danger Room went a step further, claiming that the rocket was, in fact, a special improvised model. A chopper-killer, if you will.

The so-called “Improvised Rocket-Assisted Mortar” made its debut in Iraq in 2008, although not in attacks on aircraft. IRAMs combine traditional tube mortars with rocket boosters and, in many cases, remote triggers, allowing insurgents to fire them from a distance.

IRAMs have killed several U.S. troops in Iraq over the years, but haven’t factored heavily in the Afghanistan fighting. The weapon’s appearance in Wardak, if confirmed, could be proof of Afghan insurgents’ continued ability to adapt and innovate despite mounting losses.

Improvised rockets are notoriously inaccurate. But with bigger warheads than shoulder-fired RPGs, IRAMs are potentially much more destructive when they do hit.

Not that it takes much to bring down a helicopter. Complex, slow and low-flying, choppers have always been vulnerable to attack from the ground. The coalition has lost hundreds of helicopters in Afghanistan over the last decade.

That the SEALs in Wardak were flying in a National Guard CH-47 probably didn’t make any difference. “Nothing about the aircraft would really make it more susceptible to ground fire than, say, a regular Army aircraft or a Special Ops bird,” the Army insider said.

Though enhanced Special Operations helicopters boast better navigation systems and, in some cases, even stealthy outer shells, they’re no more able to absorb an unguided rocket than any other copter. And for helicopters, there’s no effective countermeasure for unguided attacks besides aggressive flying, which isn’t really possible while the aircraft is close to the ground and full of troops.

But in mountainous Afghanistan, a country with few roads, the coalition has little choice but to rely on defenseless helicopters for even routine transportation — to say nothing of combat ops like the SEALs’ doomed weekend rescue.

That places huge demands on the aircraft and their operators. This is one subject of my forthcoming book From A to B. “My biggest headache is vertical lift,” Army Lt. Col. Thomas Gukeisen, in 2009 the commander of a combined U.S. and Czech force in Logar, told me for the book. “Vertical lift” is Army jargon for choppers.

The IRAM’s possible appearance in Afghanistan could make helicopters more vulnerable than they already are. At the same time, nothing short of a Herculean road-building effort — or a sudden, massive troop reduction — can quickly reduce the huge demand for rotorcraft.

Even subtracting the IRAM, the result of that awful arithmetic is more crashed choppers and more dead coalition troops, on a regular basis until the war ends. Saturday’s shootdown was an unusually bloody copter tragedy, but it’s hardly the first for the Afghan war. And it won’t be the last.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم مرداد 1390ساعت 15:52  توسط ساغر محمدی  | 

سوال: آیا امکان محو کردن یک قریه از نقشه جهان امکان دارد؟

جواب : آری

سوال: برای محو این قریه از روی نقشه افغانستان و البته جهان چقدر مواد منفجره لازم است؟

جواب : تنها 25 هزار کیلو !!!!

سوال: تکلیف ساکنین این قریه چه میشود؟

جواب: ....

به گزارش یک بلاگر سایت اینترنتی فورن پالیسی (Foreign Policy)  این واقعه در اکتبر سال 2010 و در جریان عملیات گسترده نیروهای ائتلاف و افغان در جنوب افغانستان رخ داده است. برداشتی آزاد از این گزارش را در زیر بخوانید :

بسیار ساده است, نیروهای امریکایی در عملیات اخیر خود در ولایات جنوبی به قریه ای بر میخورند که در نزدیکی قندهار و در ولسوالی ارغنداب قرار دارد. نام این قریه "تروک کلوچه" است (البته دیگر نیست!). وقتی نیروهای ائتلاف نمیتوانند به زبان خوش این قریه را از وجود طالبان پاکسازی کنند. کار آسانتری را در پیش میگیرند. با استفاده از راکت و موشک این قریه را از روی زمین محو میکنند. همین!!

قضیه از این قرار بوده که طالبان با زور و ارعاب ساکنان این قریه را متواری کرده و از این منطقه به عنوان پایگاه مستحکمی برای حمله به پایگاه نیروهای ائتلاف و افغان استفاده میکردند. سر نخ اکثر مین های دست ساز در مسیر نیروهای ائتلاف به این قریه ختم می شدند. (عکس زیر)

 تلاشهای چندین و چند باره نیروهای ائتلاف و افغان برای پاکسازی این منطقه از وجود طالبان ثمره ای جز چندین کشته و زخمی و عقب نشینی نداشته. بناً فرمانده (قومندان) قطعه 320-1 نیروی زمینی آمریکا دستور به از بین بردن قریه از راه دور با استفاده از هواپیمای بمب افکن, و راکتهای زمین به زمین میدهد. و چنین میشود که 25000 کیلو مواد منفجره از زمین و آسمان بر این منطقه فرو میریزد و قریه تبدیل به زمینی صاف میشود. ( عکس پایین). 

 نظر به اعلام رسمی از سوی این قطعه نظامی اردوی امریکا, عملیات از بین بردن قریه "بدون تلفات ملکی" موفقانه انجام میشود اما سوالی که اینجا میماند اینکه چه کسی و چطور این اطمینان را داده میتواند که هیچ تلفات ملکی نبوده؟ بنا به معلومات, هر فیر مرمی راکت ساحه ای به شعاع 50 متر را تخریب میکند. از اینجا میتوان ساحه تخریب را برآورد نمود. این در حالی است که ساحه اطراف این قریه مملو از باغات انار بوده که به سختی زیانمند شده اند.

بنا به گفته ساکنان این قریه, آنان متحمل زیان و ضرر ناگفتنی شده و هر چند نیروهای آمریکایی در صدد کمک و جبران خسارت برای آنها هستند ( با دستور جنرال پترائوس و با هزینه 1 میلیون دالر) ولی هنوز هیچ نشانه ای از بازسازی و یا کمک با مردم در این منطقه دیده نمیشود.

مبارزه با دهشت افکنی و تروریست هدفی غیر قابل انکار خارجیان حاضر در افغانستان است اما به چه قیمتی؟ به قیمت از بین بردن خانه و کاشانه نه یک نفر که چندین نفر؟ از کجا این اطمینان را میتوان داشت که همین آوارگان از روی ناچاری و بیکاری به صفوف طالبان نپیوندند؟

منبع : Foreign Policy, Thomas ricks' blog  


پی نوشت:  بنا به گزارش این سایت, نیروهای امریکایی در هفته گذشته برنامه های بازسازی این قریه را روی دست گرفته اند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام دی 1389ساعت 12:28  توسط ساغر محمدی  | 

همه ساله مؤسسات و حتی دولتهای مختلف جهان لیستهایی از رده بندی های مختلف عم از صنعتی, نرخ مرگ و میر , درصد رشد اقتصادی و … منتشر میکنند که نشانگر این است که کدام کشور پیشرفت کرده و کدام کشور پیشرفت قابل ملاحظه ای نداشته. ا اما مقام فغانستان در رده بندی های مختلف جهان بسیار متفاوت است زیرا در بسیاری از لیستهای منتشر شده حتی نام افغانستان نیست.گاهی مقام افغانستان آنقدر پایین می‌رود که هیچ مقامی برای ما در نظر گرفته نمیشود برای همین در این‌طور وقتها رتبه «اکس» یا بی رتبه میدهند. کاش روزی بشود که حداقل در بین کشورهای منطقه رتبه ای کمتر از 10 داشته باشیم.

اما رده بندی های زیر به نقل از سایت سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) قرار زیر هستند.

نوعیت مقایسه

رتبه جهانی

وسعت کشور


فیصدی مصرف بالای اردو نظامی از درآمد کل


دارا بودن استانداردهای جهانی برای یک کشور

X (از 146 کشور)

دارابودن رود و رودخانه


دارا بودن سرک(خامه و پخته)


دارا بودن میدان هوایی (از هر نوع)


استفاده از اینترنت


ذخیره گاه اینترنت (Host)


دارا بودن تلفن مبایل


دارا بودن تلفن دیجیتال (لینی)


قرضدار بودن






صادرات مواد مخدر


کسری بودجه


ذخایر گاز


واردات گاز


صادرات گاز


E-reading ( قابلیت استفاده از معلومات الکترونیکی)


اوسط (میانگین) کیفیت زندگی


فیصدی انکشاف انسانی

155 (از 178)

مصرف بالای نیروهای نظامی


از لحاظ قابلیت‌های ملی


فساد اداری

176 (از 178)

دارا بودن تعداد نیروی نظامی

171 (از 175)

الکترونیکی بودن امور دولتی


استفاده از اینترنت با سرعت بالا


دارا بودن سیستم ترانسپورتی سریع السیر


رضایت از زندگی

X (از 178)

امید به زندگی

208 (از 211)

علاقه به مهاجرت

137 (از 192)


150 (از 167)

دارا بودن محیط شاد برای زندگی

X (از 178)

ذخایر نفت


واردات نفت

162 (از 220)

صادرات نفت

140(از 220)

تولید مواد نفتی

116(از 220)

مصرف نفت

162(از 220)

مصرف برق

176(از 220)

تولید برق

162(از 220)

ذخایر ارزی

158(از 220)

فیصدی نرخ سود قرضه

49(از 220)

فیصدی رشد تورم (بالا رفتن قیمت)

223(از 227)

فیصدی بیکاری

184(از 220)

دارا بودن نیروی کار (مرد کار)

40(از 220)

اوسط درآمد سالانه

217(از 220)

قدرت خرید مردم (قدرت اقتصاد مرد)

110(از 220)

مرگ و میر مادران


مرگ و میر نوزادان


اوسط عمر

221(از 227)

فیصدی مهاجرت به کشور دیگر


فیصدی مرگ و میر مردم


فیصدی تولد نوزاد


فیصدی رشد جمعیت


البته نادیده نباید گرفت که لیست فوق در تمامی نقاط خود صد در صد دقیق نبوده و احتمال خطا در گزارشها وجود دارد چرا که افغانستان سیستمی برای تهیه چنین استانداردها نداشته و این آمار برگرفته از گزارشهای موسسات خصوصی و یا جمع آوری از اخبار و وقایع روزانه میباشد. و نکته دیگر اینکه با وجود سقوط در بیشتر این آمار در یک یا دو مورد ( مانند درآمد سالانه مردم) جایگاه اول را از آن خود کرده ایم ( از اول نه از آخر) که خود نویدی آینده ای بهتر از دیروز دارد هر چند اندک و هر چند ناچیز.

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم دی 1389ساعت 17:42  توسط ساغر محمدی  | 

اینکه  بفهمیم مردم دیگر کشورها در مورد افغانستان  و مردم آن چه فکری میکنند یا چه معلوماتی در این زمینه دارند , آسان نیست. ولی میتوان از فحوای حرفها, اخباری که منتشر میکنند, مقالات و نظریاتی که هر روز از زبان به اصطلاح "خارجی" ها میشنویم نوی استنباط در این مورد داشته باشیم. به طور کلی این خارجی ها بعد از حضور 9 ساله هنوز هم آشنایی چندانی با مردم و عادات و رسوم آنها ندارند. هنوز هم در پی این هستند که علت اینکه این کشور در فقر و فلاکت است را دریابند, و همه این تلاشها برای فهمیدن این موضوعات آنها را روز به روز سر در گم تر کرده است.

یادم است روزی در یک کانال خارجی از مردم در مورد افغانستان میپرسیدند, نکته جالب این بود که مردم  اطلاع چندانی از افغانستان و اوضاع آن و علل آن نداشتند ولی تنها دوست داشتند این رو بگویند که راضی نیستند نیروهای نظامی کشورشان در افغانستان باشند.

همه اینها را گفتم تا به نکته جالبی اشاره کنم. سایت جستجو یا به عبارتی موتور جستجوی "گوگل" یکی از مشهورترین و پر استفاده ترین سایتهای جستجو است و کمتر کسی وجود دارد که با آن آشنایی نداشته باشد.

برای درک ساده اینکه مردم "خارج" از افغانستان از افغانستان چه می دانند و میخواهند چه چیزهایی بدانند , به سایت گوگل رفتم و چیزهایی که مردم در مورد افغانستان را جستجو میکردند را پیدا کردم. 

تصاویر زیر نشان میدهد که مردم خارج از افغانستان با استفاده از سایت گوگل چه جستجو (یا  سرچ) هایی در مورد افغانستان میکرده اند. لازم به توضیح است که گوگل بیشترین جستجو های انجام شده در مورد یک موضوع را به عنوان پیشنهاد دوباره به جستجو گر نشان میدهد.

عکسها را ببینید:

آیا جنگ افغانستان ارزشش را دارد؟ آیا خطرناک است؟ آیا در شرق میانه است؟ آیا کشور جهان سوم است؟ 1. آیا افغانستان اعلام جنگ کرده؟ ایا اصلا یک کشور هست؟ آیا کشور عربی است؟ آیا یک دشت است؟ آی سرزمین خشکی است؟ آیا کشوری با حکومت دموکراسی دارد؟ 2. افغانستان کجا قرار دارد؟!! در عراق؟ در شرق میانه؟ در افریقا؟ در اروپا؟ در جام جهانی؟ 3. افغانستان خطرناک است؟ امن است؟ قابل دیدن است؟ 4. چرا افغانستان  از ما متنفر است, چرا مهم است, چرا فقیر است, مثل ویتنام نیست!!ایا جنگ افغانستان ارزشش را دارد( از لحاظ اقتصادی!) ایا این جنگ بردنی است؟ آیا بدتر از عراق است؟

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم مهر 1389ساعت 9:27  توسط ساغر محمدی  | 

آیا تا به حال برای انجام کاری به یکی از مراکز نظامی نیروهای ائتلاف, آمریکا و یا ناتو رفته اید؟ اگر اینطور باشد و شما حد اقل یک بار داخل یکی از این مراکز شده باشید حتما متوجه شده اید که از تمام انگشتهای شما نمونه برداری میشود و قرنیه چشمهایتان هم به اصطلاح "اسکن" میشود. در آنجا دلیلی ارائه نمیشود ولی اگر کمی کنجکاوتر باشید حتما صفحه مونیتوری که اطلاعات شما در آن ذخیره میشود را نگاهی می کنید و میبینید که مشخصات شما به کامپیوتر داده میشود تا در صورت داشتن سابقه مشکوکی شناسایی شوید!.

خب برای مردمی که به اذعان مسوولین غربی "در قرن 13 زندگی میکنند" نمونه برداری و اسکن مشخصات بیولوژیکی چیز نا شناخته ای و البته بی خطری محسوب خواهد شد. اما زمانی این موضوع اهمیت جلوه پیدا میکند که نیروهای ناتو اعلام میکنند که قصد دارند این مشخصات جمع آوری شده که به قول بعضیها به بیش از 1.5 میلیون مورد میرسد در اختیار دولت افغانستان قرار خواهد گرفت و این پروسه ذخیره این اطلاعات همچنان ادامه خواهد یافت.

نیروهای ناتو میگویند که در حال حاظر در حدود 500 هزار مورد اطلاحات ثبت شده که قرار است این مقدار تا ماه می 2011 به حدود 1.5 میلیون مورد برسد. این اطلاعات از کارمندان دولتی, اردو و پلیس ملی و اشخاص عادی و غیر نظامی  جمع آوری شده و قرار است با استفاده از این اطلاعات به دولت افغانستان در توزیع کارتهای شناسایی برای این افراد کمک شود.

جنرال "کریگ آزبورن" مسوول ثبت مشخصات بیولوژیکی نیروهای ناتو در افغانستان میگوید: کار ثبت و ذخیره این اطلاعات همچنان ادامه دارد و در حال حاضر 20-25 افغان در هر هفته که به دلایل متفاوتی مانند داخل شدن به یکی از مراکز نظامی, ثبت نام برای ورود به ارتش یا پلیس ملی و غیره به این نیروها مراجعه میکنند تحت نمونه برداری قرار میگیرند. جنرال آزبورن اذعان میکند که این مشخصات به ریاست ثبت احوال نفوس وزارت داخله داده میشود تا با استفاده از این اطلاعات کار توزیع کارتهای شناسایی دارای مشخصات بیولوژیکی افراد شروع شود. 

اگرچه هنوز رییس جمهور کرزی فرمانی رسمی برای توزیع کارتهای شناسایی جدید مطابق با این استانداردها صادر نکرده اما وزارت مخابرات قرارداد 122 میلیون دالری برای توزیع کارتهای شناسایی با این متد جدید را با در دستور کار خود قرار داده است.

وزارتهای مخابرات و داخله از این پروسه پشتیبانی کرده و توزیع این کارتها که توسط وزارت مخابرات تهیه و توسط وزارت داخله توزیع میشود را گامی مهم در عرصه دیجیتالی کردن معلومات اتباع افغانستان میدانند.

بله درست متوجه شدید, اگر شما هم روزی شاهد نمونه برداری از انگشتانتان یا قرنیه چشمانتان بوده اید مطمئن باشید که مشخصات کامل شما در اختیار دولت قرار خواهد گرفت و شاید روزی بااستفاده از این مشخصات برای شما کارت شناسایی (تذکره) صادر شود.

صرف نظر اهمیت و کار آمد بودن این طریقه برای توزیع اوراق شناسایی برای افغانها که به راستی از دقت بسیار بالایی هم برخوردار است, این سوال پیش می آید که اگر این اطلاعات نه در راه درست که در راههای غیر قانونی مانند جاسوسی, ردیابی و بسیاری عملیات دیگر , مورد استفاده دولت افغانستان یا حتی نیروهای ناتو قرار بگیرد چه میشود؟

اگرچه نیروهای ناتو دلیل ثبت و ذخیره این اطلاعات را شناسایی مخالفان و کم کردن خطر ورود این مخالفان به بدنه نظامی یا ملکی دولت نام برده اند ولی اینکه در کنار این استفاده آیا تضمینی برای عدم سو استفاده از این اطلاعات وجود خواهد داشت یا خیر معلوم نیست. زیرا میتوان ادعا کرد که همانطور که طالبان توانسته اند در بدنه اصلی دولت رخنه کنند همانطور هم خواهند توانست با استفاده از افراد رخنه کرده در این وزارات خانه ها در اطلاعات ثبت شده افراد و اتباع کشور مطابق میل خود تغییر و تبدیل ایجاد کنند.

 به زبان ساده مخالفان دولت میتوانند مشخصات فلان ملا صاحب تروریست را با یک فرد کارگر معمولی جابجا کرده و جان ملا را نجات داده و کارگر بدبخت را در مهلکه رها کنند.



+ نوشته شده در  شنبه سوم مهر 1389ساعت 15:44  توسط ساغر محمدی  | 

" جنگ افغانستان باتلاقی برای امریکا و نبردی پیروز ناشدنی است"

این جمله را "رابرت بایر" افسر سابق سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) در توییتر خود نوشته است. این افسر در سالهای 1976-1997 افسر اطلاعاتی و عملیاتی این سازمان در کشورهای خاورمیانه بوده است.

 آقای رابرت میگوید که تمام فرصتهای غلبه بر طالبان توسط امریکا و متحدانش از بین رفته است و امیدی برای پیروزی در این جنگ وجود ندارد. او معتقد است که امریکا و متحدانش به خاطر ضعف در استخبارات و اطلاعات پیروزی را از دست داده اند و پیروزی چیزی نیست جز دستیابی به اطلاعات و استخبارات قابل اعتماد. او اضافه میکند که سازمانهای استخباراتی امریکا همین ضعف را هم در قبل و زمان حملات 11 سپتامبر هم داشته اند و این چیزی است که به هیچ وجه کارساز نخواهد بود. ظاهرا اشاره اقای رابرت به اطلاعات درز کرده در سایت ویکی لیکس است که در یکی از آنها علت کشته شدن یک سرباز استرالیایی در افغانستان ضعف استخباراتی و نبود اطلاعات کافی شمرده شده است. (لینک).

اخیرا آقای رابرت در مصاحبه ای گفته است که دولت استرالیا باید با دولت امریکا در مورد این ضعف اسختباراتی شدیدا برخورد کند.

آقای رابرت بایر در حدود بیست سال در سازمان سیا مشغول به کار بوده و مدتهای زیادی در خارومیانه و مخصوصا عراق و کشورهای همسایه ان برای این سازمان کار میکرده است . او مدتی هم در همکاری با جنبش کردستان عراق برای سرنگونی صدام حسین در کردستان عراق به سر میبرده. او در سال 1998 و بعد از استعفا از سمتش در سازمان سیا مدال افتخار از این سازمان به پاس 20 سال خدمتش دریافت کرد. 

آقای رابرت اخیرا کتابی به نام "شیطانی دیده نمیشود" در مورد تجربیات و آموخته هایش در زمانی که با سیا کار میکرده منتشر کرده. این کتاب سرمنشا ساختن فیلمی به همین نام شد که جایزه آکادمی امریکا را از آن خود کرد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم شهریور 1389ساعت 14:24  توسط ساغر محمدی  | 

آیا ایران به مخالفان مسلح افغانستان کمک میکند؟ این سوالیست که بارها و بارها مطرح شده است و هنوز به روشنی جوابی برای آن از هیچ کدام از طرفین داده نشده. نه دلیل و مدرکی  محکمی ( به جز چند عکس و چند سلاح )از جانب نیروهای بین المللی و بعضی مقامات دولت افغانستان ارائه شده و نه ایران به طور مستدل پاسخگوی عکسها و مدارک ارائه بوده.

ایران خواسته یا ناخواسته این شک را دامن زده و میزند, زیرا به عقیده کارشناسان زرادخانه های کشور ایران به شدت تحت کنترل وزارت دفاع و اطلاعات این کشور است و مانند دیگر کشورها نمیتوان به آسانی حتی یک میل سلاح از این انبارها خارج کرد, بنا براین دستیابی مخالفان دولت افغانستان به مهمات و اسلحه ساخت ایران بدون هماهنگی با مقامات بالا به هیچ وجه ممکن نیست. از سوی دیگر قاچاق سلاح در ایران هر چند بر ضد کشورهای مخالف این کشور باشد کمترین مجازات 20 سال حبس را دارد.

با توجه به نتیجه گیری های بالا تصور اینکه دولت ایران از چگونگی دستیابی مخالفان دولت افغانستان به اسلحه و مهمات ساخت کشورش بیخبر باشد چیز غیر قابل باوری است که شاید گذر زمان بتواند جوابگوی آن باشد.

در تازه ترین خبری که منتشر شده از سوی اداره امنیت ملی افغانستان مدعی است که مخالفان مسلح دولت افغانستان توسط ایران با سلاحهای پیشرفته تجهیز و پشتیبانی میشوند.

بنا بر این گزارش , دولت ایران باطریها و مهمات لازم برای استفاده از راکت های سر شانه ای در اختیار طالبان قرار داده است. راکتهایی که خود دولت امریکا در زمان اشغال افغانستان در اختیار مجاهدین قرار داده بود تا به مقابله هواپیماها و هلی کوپترهای ارتش سرخ بروند. 

این همه در حالیست که بنا بر راپورهای درز کرده از اسناد سری سازمان اطلاعاتی امریکا که توسط سایت ویکی لیکس منتشر شده, نیروهای آمریکایی چندین نوع راکتهای سر شانه ای ساخت چین و ایران را در مخفیگاههای طالبان کشف کرده اند و حتی در گزارشی که هنوز صحت و سقم آن توسط وزارت دفاع تایید نشده یک هلی کوپتر دو پروانه ای (شینوک ) این نیروها در سال گذشته توسط یک راکت زمین به هوا در شرق افغانستان سرنگون شده است.

نتیجتا اینکه با ادامه درگیریها و خشونتها در افغانستان, این مردمان ملکی هستند که بیشترین آسیب را میبینند و این کشورهای همسایه و نیروهای خارجی هستند که برای پیشبرد اهداف خود مردم بی دفاع را مقابل گلوله های خود سپر میکنند. گزارش اخیر سازمان ملل در مورد افزایش 30 درصدی تلفات مردم ملکی توسط طالبان خود گواه این مدعاست که هیچ کدام از طرفین به ارزشهای انسانی در این خاک پایبند نیستند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم مرداد 1389ساعت 16:10  توسط ساغر محمدی  | 

نیروی نظامی امریکا قصد دارد تسلیحات جدیدا ساخته شده خود را در افغانستان به کار بگیرد. به نقل از یک مقام آگاه در اردوی نظامی امریکا, دستگاهی که فعلا به نام "بلاک 2" یاد میشود برای تست و امتحان از نحوه عملکرد به افغانستان فرستاده شده است.دولت آمریکا هنوز واکنش رسمی در این مورد نشان نداده است ولی دوتن از افسران اردوی نظامی امریکا به خبرنگاران گفته اند این سلاح هم اکنون در مناطق جنگی افغانستان حضور دارد ولی در مورد اینکه آیا نظامیان از آن در نبردهای روزانه خود استفاده میکنند یا نه اطلاعی در دست نیست.

اما"کیلی هویز" سخنگوی واحد تسلیحات غیر کشنده اردوی نظامی امریکا به طور تلویحی به خبرنگاران گفت: این سلاح در  حال حاضر در افغانستان استفاده  نمیشود. او در جواب این سوال که " آیا این سلاح قبلا در افغانستان آزمایش شده  بوده یا نه اظهار نظری نکرده و گفت : "مایل نیستم در حوزه عملیاتی (اوپراتیفی) داخل شوم". 

خانم هویز در پاسخ به این سوال که آیا این حقیقت دارد که سلاح مذکور احساس سوختگی در فرد ایجاد میکند ضمن تایید این مطلب گفت: این سلاح به نحوی بالای فرد مقابل تاثیر میگذارد گویی به یکباره دروازه یک تنور برقی (داش) را به روی کسی باز کنید.

دستگاه "بلاک 2" شامل یک پرتاب کننده اشعه است که به همراه قطعات مورد نیاز خود بالای یک وسیله نقلیه قرار میگیرد و میتواند دشمن را از فاصله 700 متری هدف قرار داده و تحت شعاعهای دردناک قرار دهد. این شعاعها اگرچه مرگبار نیستند ولی میتوانند صدمات جدی به دشمن وارد کرده و به طور موقت وی را فلج بسازند.

منبع : سایت وایرد

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم خرداد 1389ساعت 8:20  توسط ساغر محمدی  | 

امریکا قصد دارد بازداشتگاههای زندان بگرام را توسعه دهد.

گزارش بعدی در مورد توسعه این بازداشتگا هها در بگرام و در حالیست که امریکا میگوید قصد دارد در آینده نزدیک یعنی حدود یکسال دیگر افغانستان را ترک کند

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم خرداد 1389ساعت 9:33  توسط ساغر محمدی  | 

صلیب سرخ بین الملل (اداره کمک دهی بین المللی برای اسیب دیدگان) تایید کرده است که به مخالفان دولت افغانستان کمکهای اولیه بهداشتی و طبی ارایه میداده است.

شاید بارها و بارها اخباری شبیه این حاکی از کمک نیروهای خارجی به مخالفان مسلح دولت را شنیده باشیم و نظر به دیدگاه متفاوتی که هست در باره این کمکها قضاوت کرده باشیم. ولی اگر در این مورد نام "صلیب سرخ بین الملل" را بشنویم باور کردن اینکه این اداره که تنها هدفش کمک به آسیب دیده گان جنگ است به آسیب زدگان و مسببان جنگ کمک میکند کمی سخت خواهد بود.

به گفته  "تابی هارندن" خبرنگار "تلگراف" از واشنگتن, طبق آخرین گزارشهای کاری که از سوی اداره صلیب سرخ بین الملل در افغانستان منتشر شده است آمده :

"این اداره در ماههای گذشته به بیش از 70 فرد مسلح مخالف دولت که با نیروهای انگلیسی و امریکایی درگیر هستند کورسهای آموزشی کمکهای اولیه طبی به همراه بسته های دارویی اولیه ارایه داده است. البته این گزارش اذعان  میکند که این کورسها و بسته های دارویی اولیه همچنان برای نیروهای مسلح دولتی, نیروهای مسلح خصوصی و کسانی که در مناطق جنگی زندگی میکنند نیز دایر شده است."

"آقای "مارکو بالدان" سر طبیب و متخصص جراح این اداره, کورس سه روزه ای برای جراحان و طبیبان و گروه های یاد شده  در  شهر قندهار مورد ارایه کرده است. علت دایر کردن این کورس در قندهار ازدیاد مجروحان و آسیب دیدگان جنگ توسط ماین های کنار جاده و یا عملیات انتحاری عنوان شده است."

این دفتر ارایه خدمات و کورسهای آموزشی برای مخالفان مسلح دولت را جزوی از تعهدات بین المللی و منشور بیطرفانه خود میداند و اذعان میکند که مخالفان مسلح دولت هم جزوی از شهروندان این کشور بوده و نیاز به تداوی و معالجه دارند.

اگرچه بنا به معاهدات بین المللی دفتر صلیب سرخ بین المللی در تمام منازعات داخلی و بین المللی خود را بی طرف عنوان کرده است و ناتو و نیروهای بین المللی در افغانستان هم این بیطرفی را پذیرفته اند. هر چند امکان دارد این کمکها به تقویت قوای مخالفان دولت بیانجامد این  ولی این پرسش به ذهن میرسد که آیا تنها به دلیل بی طرف بودن این دفتر در منازعات میتوان قبول کرد که به مخالفان مسلح دولت تنها به دلیل اینکه جزوی از طرفهای منازعه هستند کمک صورت بگیرد؟ 

سوالی دیگری که به میان می آید اینست که چه تضمینی وجود داشته یا دارد که این کورسهای آموزشی و ادوات کمکهای اولیه در اختیار افراد مسلح خارجی که بر ضد دولت و نیروهای بین المللی درافغانستان میجنگند نرسد؟

ختم خبر

لینک اصل خبر در سایت "تلگراف"

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم خرداد 1389ساعت 8:20  توسط ساغر محمدی  |